تبلیغات
پیغام مدیر : ورود شما را به این وبلاگ خوش آمد عرض میکنم امیدوارم مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما قرار گیرد.

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه
یک ضرب المثل یونانی : پول نمک زندگی تاجر است
یک ضرب المثل یوگسلاوی : تنبلی ، دام شیطان است
یک ضرب المثل پرتقالی : اگر گل سرخ را دوست داری ، باید به خار آن نیز دلخوش باشی
یک ضرب المثل اسپانیائی : ثروت همان جا است که دوستانت هستند
یک ضرب المثل انگلیسی : اگر بدنبال دو خرگوش بدوی ، هیچکدام را نخواهی گرفت
یک ضرب المثل اسکاتلندی : اسب تیزرو که بار نمی کشد
یک ضرب المثل سوئیسی : چشم هر آنچه که خود می بیند باور دارد و گوش هر آنچه که مردم می گویند
یک ضرب المثل ایتالیائی : با پا که رفتی مواظب باش با سر بر نگردی
یک ضرب المثل هلندی : اگر میخواهی آرام بشوی دردهایت را نزد گلها بازگو کن
یک ضرب المثل آلمانی : احمق ، در همه کار دخالت می کند ، بجز کار خود
یک ضرب المثل پاکستانی : بزرگترین حکمت در ضرب المثل است
یک ضرب المثل حبشی : تیغه شمشیر شانس ، برنده نیست
یک ضرب المثل روسی : بازی گربه گریه موش است
یک ضرب المثل عربی : بسیار کسانند که سخن درست را عیب شمارند ، حال آنکه عیب از دریافت نادرست آنهاست
یک ضرب المثل استرالیائی : به کسی که کار کرده است پاداش بده تا تنبلها سوء استفاده نکنند
یک ضرب المثل هندی : پنبه و آتش با هم سازگار نیستند
یک ضرب المثل مجارستانی : خوشبختی از جایی شروع می شود که جاه طلبی پایان می یابد
یک ضرب المثل ژاپنی : انسان با آب بوجود می اید ، ولی با نان زنده است
یک ضرب المثل فرانسوی : اگر همین امروز طلاق می خواهی ، به مادر شوهر سلام مکن
یک ضرب المثل ایرانی : از کوچک ها خطا ، از بزرگان عطا
یک ضرب المثل نیجریه ای : پیر مرد از عزرائیل فرار میکند ولی کودک زل زل به او نگاه می کند
یک ضرب المثل آمریکائی : اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری ، اختیار شکمش را در دست بگیر
" گوسفند زنده یا دختران فاحشه" ؟؟؟
چند وقت قبل، یه بنده خدایی برای یه بنده خدای دیگه ای تعریف کرد و اونم به ما گفت که تو همین راهنمای همشهری آگهی فروش گوسفند زنده رو پیدا کردیم، می گفت یکی از دوستان بهم گفت این گوسفند زنده که نوشته منظورش یه چیز دیگه ست،ولی من باورم نمیشد، طرف گفت کاری نداره، زنگ بزن خودت ببین، می گفت زنگ زدیم، چند دقیقه بعد یه پراید مشکی اومد به آدرسی که داده بودم، صندلی عقب سه نفر نشسته بودند، هر سه از جنس مونث در رده های سنی مختلف، عد راننده که خودش هم زن بود گفت یکی رو انتخاب کن! … می گفت منم بهت زده چشمام چهار تا شده بود.. گفتم ممنون، اشتباه شده، احتمالا شماره رو اشتباهی گرفتم، شرمنده…. خلاصه بهش ثابت شد، گوسفند زنده یعنی زن یا دختری که یه شب بهت اجاره می دن (از شبی 10 تومن داره تا 100 هزار تومن…
بعد از افطار یه سریال پخش میکرد که رضا عطاران توش بازی کرده(بزنگاه)… یه سکانس جالب داشت اون قسمت… حمید لولایی با خانوادش که داشتن می رفتن سر خاک، نزین تموم کردن، چیزی نداشتن روش بنویسن " بنزین" که با دست نگه داره و به ماشین هایی که رد میشن نشون بده… بالاخره هر جوری بود یه تیکه کارتن پیدا کردن و روش نوشتن بنزین… نگو پشت کارتنه نوشته بوده گوسفند زنده… حمید لولایی هم حواسش نبودو برعکس گرفتش … یه موتوریه نگه داشت تا قیمت گوسفند زنده رو بپرسه…
حمید لولایی هم فهمید چه سوتی داده طرف رو دک کرد رفت.. موتوری یکم جلوتر رفت وایساد جلو ماشین حمید لولایی که مثلا دختراش توش بودن بشون گفت :
"خانوما خسته نباشن!" بعدم اونا جیغ کشیدن و فحش دادن و حمید لولایی دویدطرفش و فحش داد و فلان و بهمان… شاید بگی هیچ ربطی نداره ولی با اون هوش و ذکاوتی که من در عطاران سراغ دارم بعید می دونم این سکانس رو همینجوری توی سریال گنجونده باشه.. عطاران و مهران مدیری استاد مخفی کردن بعضی حرف های ممنوعه زیر طنز خودشون هستند… مخصوصا اینکه موتوریه می گه :
خسته نباشید ! این یعنی طرف دختره رو فاحشه فرض کرده که هر شب با یکی می خوابه و مسلمه سرش شلوغه پس می طلبه بهش بگی "خسته نباشی" … اگه غیر ازین بود لزومی نداشت حمید لولایی و خونوادش انقدر برآشفته بشن، حتی پاستوریزه ترین ها
هم یه خسته نباشید رو یه متلک سنگین حساب نمیاره.
|
ببینید چقدر این مسئله گوسفند زنده جدی جدی باب شده که بعضی از بازیگران و کاگردانان با هوش هم زیر زیرکی بش اشاره می کنند …. فعلا که توی آگهی ها گوسفند زنده مد شده، شاید اگه این لو رفت آگهی جذب بازیگر مد بشه، بعدش یه چیز دیگه، بعد ازون هم یه چیز دیگه… به هر حال نکته جالب اینه که تو مملکتی که کتاب های ماركز رو به بهانه اروتیك بودن یا جمع می کنن یا توقیف، میشه با یه تلفن شب رو با یه روسپی خوابید … به همین راحتی... |
گری مك كینون، هكری كه بزرگترین حملهی هك ثبت شده در تاریخ اینترنت را انجام داده، نام خود را به عنوان بزرگترین تبهكار اینترنت جادوانه كرده است.
این امكان وجود دارد كه این هكر به اتهام ارتكاب چنین جرم سنگینی به 45 سال زندان محكوم شود.
گری مك كینون 41 ساله كه در اسكاتلند متولد شده، به اتهام دسترسی به 97 كامپیوتر ارتش ایالات متحده و ناسا دستگیر شده است. ......
گری مك كینون، هكری كه بزرگترین حملهی هك ثبت شده در تاریخ اینترنت را انجام داده، نام خود را به عنوان بزرگترین تبهكار اینترنت جادوانه كرده است.
این امكان وجود دارد كه این هكر به اتهام ارتكاب چنین جرم سنگینی به 45 سال زندان محكوم شود.
گری مك كینون 41 ساله كه در اسكاتلند متولد شده، به اتهام دسترسی به 97 كامپیوتر ارتش ایالات متحده و ناسا دستگیر شده است. ......
كنون ایالات متحده از مقامات انگلستان خواسته است كه گری مك كینون را برای حضور در دادگاه و رسیدن به سزای اعمال خود، به مقامات ایالات متحده تحویل دهند. براین اساس، ارتش ایالات متحده تقاضا كرده كه این هكر هر چه سریعتر برای محاكمه به آنجا فرستاده شود.
آقای لاوسون، قاضی این پرونده گفته است، اگر جرم این هكر ثابت گردد و مشخص شود كه حمله به كامپیوترهای یادشده كار وی بوده، مجازات شدیدی در انتظار این تبهكار اینترنتی خواهد بود. وی همچنین افزوده است كه مجازاتی كه برای این پرونده در نظر گرفته شده، زندان بسیار طولانی است كه برآورد میشود در حدود 45 سال باشد، و حتی احتمال دارد كه به دلیل سنگینی جرم صورت گرفته زمان این حبس بیش از 45 سال اعلام گردد.
به گفتهی قاضی مربوط، حتی این احتمال وجود دارد كه این هكر دیگر نتواند به میهن خود بازگردد و دادگاه این حق را از وی بگیرد و جوان هكر حتی برای سالهای زندانی ناگزیر باشد در ایالات متحده بماند.
قاضی پرونده همچنین گفته است: "مقامات ایالات متحده در هنگام تعیین مجازات تهدید كردهاند كه مجازات شدیدی برای این هكر در نظر خواهند گرفت كه زندگی شخصی و خانوادگی وی را به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد."
در خور توجه است كه گری مك كینون هیچ گاه دسترسی به شبكهی كامپیوترهای ارتش ایالات متحده در طول سالهای 2001 و 2002 را انكار نكرده است. این هكر در ماه نوامبر سال 2002 دستگیر شده است.
گری مك كینون همواره اشاره كرده است كه عامل اصلی ارتكاب چنین جرم سنگینی تنها كنجكاوی وی بوده و هیچ دلیل دیگری برای این كار نداشته است، البته وی گفته است كه به دلیل ضعف امنیتی، وی توانسته به شمار بسیاری از كامپیوترها دسترسی پیدا كند.



عکس تماشاگران Euro2008
Euro2008



عکس Euro2008
تماشاگران Euro2008

Euro2008






راهکاری برای استفاده مجدد از سی دی های خش دار
CD یا DVD مورد علاقه شما دیگر كار نمیكند؟ دستگاه صدای عجیبی از خود میدهد و یا مدت زیادی طول میكشد تا بتواند محتویات داخل آن را اجرا کند؟ یا ممکن است در سطح زیرین خشهای زیادی مشاهده شود؟ در این حالت چاره چیست؟ آیا باید از خیر استفاده مجدد از CD یا DVD خود بگذرید یا راه بهتری نیز وجود دارد؟ در این ترفند قصد داریم با استفاده از یک روش جالب ، CD خش دار خود را نجات دهیم و آن را مجددأ قابل استفاده نماییم.
راه حل: برای پولیش كردن تنها به خمیردندان و یك دستمال نرم احتیاج دارید كمی خمیردندان را روی دستمال و یا پارچه پخش كنید و سپس در حالت دایرهای صفحه خشدار را با دستمال پولیش كنید. باید تنها پس از چند حركت بتوانید شاهد اولین نتایج باشید. هنگامی كه خشها از بین رفتند، CD را با آب بشورید و آنرا با دستمال یا پارچهای كه بدون كرك باشد پاك و خشك كنید.
كپی اضافی: اگر CD شما دوباره اجرا شد، بهتر است سریعاً یك backup آز آن تهیه كنید. اگر دارای یك Audio CD و یا فیلم DVD میباشید برای كپی كردن از برنامه مورد نظر خودتان استفاده كنید. برای سیدی و یا دیویدیهای فایلی، به شما نرمافزار Tool unstoppable Coper را معرفی میكنیم. این نرمافزار را میتوانید در سایت زیر دانلود كنید:
www.pcwelt.de/doenloads/tools-utilities/sonstiges/407801/index.html
این نرمافزار این شانس را به شما میدهد كه حتی در صورتی كه مدیا به سختی قابل خواندن باشد، فایلهای خود را نجات دهید.

نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس
دیدم به خواب حافط توی صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ ، گفتا : علیک جانم
گفتم : کجا روی ؟ گفت : والله خود ندانم
گفتم : بگیر فالی گفتا : نمانده حالی
گفتم : چگونه ای ؟ گفت : در بند بی خیالی
گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟
گفتا : که می سرایم شعر سپید باری
گفتم : ز دولت عشق ، گفتا : کودتا شد
گفتم : رقیب ، گفتا : کله پا شد
گفتم : کجاست لیلی ؟ مشغول دلربایی؟
گفتا : شده ستاره در فیلم سینمایی
گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟
گفتا : عمل نموده ، دیروز یا پریروز
گفتم : بگو ، ز مویش گفتا که مش نموده
گفتم : بگو ، ز یارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟
گفتا : شدید گشته معتاد گرد و افیون
گفتم : کجاست جمشید ؟ جام جهان نمایش ؟
گفتا : خریده قسطی تلویزیون به جایش
گفتم : بگو ، ز ساقی حالا شده چه کاره ؟
گفتا : شدست منشی در دفتر اداره
گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنمای منزل
گفتا : که دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنیا
گفتم : بگو ، ز محمل یا از کجاوه یادی
گفتا : پژو ، دوو ، بنز یا گلف نوک مدادی
گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقی
گفتا : که جای خود را داده به فاکس برقی
گفتم : بیا ز هدهد جوییم راه چاره
گفتا : به جای هدهد دیش است و ماهواره
گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟
گفتا : به پست داده ، آورد یا نیاورد ؟
گفتم : بگو ، ز مشک آهوی دشت زنگی
گفتا : که ادکلن شد در شیشه های رنگی
گفتم : سراغ داری میخانه ای حسابی ؟
گفتا : آنچه بود ار دم گشته چلوکبابی
گفتم : بیا دوتایی لب تر کنیم پنهان
گفتا : نمی هراسی از چوب پاسبانان ؟
گفتم : شراب نابی تو دست و پا نداری ؟
گفتا : که جاش دارم و افور با نگاری
گفتم : بلند بوده موی تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها
گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتی ؟
گفتا : ندیده بودم هالو به این خرفتی !

مطالب پیشین